كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

247

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

بىروح زندگى مىكنند . 31 اشعار كعب براى مردم قريش روشن ساخت كه همه اهالى مدينه نيز از محمد ( ص ) پشتيبانى نمىنمايند . قبائل يهودى مدينه قوى و صاحب‌نام بودند . آنها همگى داراى سپاهيان كارآزموده و جنگاورى بودند كه در صورت همكارى با قريش مىتوانستند خطرآفرين باشند . از آنجا كه شعر در تهييج اعراب نقش مهم و تعيين‌كننده‌اى را بازى مىنمود ، اشعار كعب نيز قريش را آنچنان منقلب ساخت كه تمامى نااميدى و سرخوردگى حاصل از بدر را فراموش نمودند . ابو سفيان پس از واقعه هولناك بدر تبديل به مرد اول مكه شده بود . خيلى از سران قريش در جنگ كشته شده بودند و ابو لهب بزرگ‌ترين دشمن پيامبر نيز مدتى پس از بدر مرده بود . بنابراين ابو سفيان بايد گروه مخالفين محمد ( ص ) را رهبرى مىكرد . بلافاصله پس از بدر شوراى رهبرى مكه تشكيل و تصميم گرفته شد تا منافع كاروان تجارى را كه ابو سفيان از مهلكه « بدر » بيرون برده بود براى تداركات جنگ بعدى اختصاص دهند . ضمنا ابو سفيان براى نشان دادن قدرت قريش به مسلمانان امكان انجام يك غزوه را نيز سريعا آماده نمود . او به همراه 200 نفر به اطراف مدينه رفت و بدون آنكه كسى متوجه شود به نزد قبيله بنى نضير ( قبيله كعب ) رفت . رئيس قبيله ، سلّام بن مشكم ، با او بسيار مهربان برخورد نمود و اطلاعات زيادى در مورد مسلمانان مدينه به او داد . فرداى آن روز ابو سفيان و يارانش به مزارع و باغ‌هاى اطراف مدينه حمله كرده و ضمن سوزاندن درختان خرما و لگدكوب كردن مزارع و محصولات ( كارى كه در تاريخ اعراب سابقه نداشت و كليه سنت‌هاى قبيله‌اى را ناديده مىگرفت ) ، دو كشاورز را كه در زمين مشغول كار بودند از پاى درآوردند . محمد ( ص ) با شنيدن اين موضوع گروهى از مسلمين را به مقابله آنان فرستاد . ابو سفيان و يارانش با شنيدن اين خبر عقب‌نشينى كرده و سريعا فرار نمودند . ابن اسحاق مىگويد : « آنان چنان وحشت‌زده بودند كه هرچه از اسباب و لوازم اضافى داشتند براى سبك كردن اسب‌ها بر زمين ريخته و سريعا گريختند » . وجود قبائل يهود براى محمد ( ص ) خطر دوجانبه‌اى را ايجاد مىنمود . اگر سپاه قريش از جنوب به مدينه حمله مىكرد دو قبيله بزرگ يهودى مىتوانستند با آنها هم‌پيمان شده و متحدا به جنگ با مسلمانان بپردازند . اگر از شمال حمله مىكرد ، كه